زیرچترخاطرات من

آنا یعنی مادر ترکی و دایه.

اول سلام به همه ی دوستان گلم. به همه ی اونایی که بیادم بودند یا فراموشم کردنلبخند به همه ی اونایی که ازم خبر گرفتن. ممنونم بابت محبتاتونقلب

اول اینکه یه معذرت خواهی بزرگ بهتون بدهکارم که بی خبر گذاشتم و رفتمخجالت

دوم اینکه علت ننوشتنم یکیش کمبود وقت بود و دیگریش این بود که حس نوشتن تو وجودم به حد صفر رسیدهناراحت اون شور و شوق و علاقه دیگه تو وجودم وجود نداره و دست و دلم به نوشتن نمیرهناراحت

ببخشید باید زودتر خبر میدادم من هستم اما مدتی فعلا فقط خواننده وبتونلبخند تا شاید بازهم این حس نوشتن تو وجودم پدیدار بشه و بازم بیام و بنویسم

امیدوارم از دستم دلخور و ناراحت نشیدقلب

 

ممنونم از همه اون دوستایی که ازم یادی کردنو ومنو از تو لینکاشون برنداشتن.ممنون از همه اونای که تو وبشون علت غیبتمو پرسیدن.واقعا که حالا میفهمم چه دوستایی دارم که یه گوهر واقعی ان برعکس دوستان حقیقیخجالتقلبقلب

این گلا تقدیم به همه تون.ایشالله همیشه خوب و خوش و سلامت باشین و منو تا حدودی بخشیده باشیدخجالت

 

و البته عیدی من با تاخیر به شما که نشد زودتر تقدیمتون کنمخجالتقلب

تاريخ چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱سـاعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ نويسنده آنا نظرات () |

MiSs-Negin