زیرچترخاطرات من

آنا یعنی مادر ترکی و دایه.

سلام دوستانم.مرسی بابت تموم نظرات قشنگتونقلب

 

این منم  یه ادم خسته و کلافه.... اره یادتونه گفتم برام دعا کنید  امروز روز سرنوشت سازی بود برام. همه چی تموم شد..... به خواسته ام نرسیدم.... به همین سادگی به همین قشنگی و خوشمزگی......

 

فقط در همین حد میگم تموم شد.....

 

امروز روزی بود که صد مرتبه به خودم لعنت می فرستم.... روزی بود که عذابی که سر این موضوع میکشیدم دو برابر شد...... روزی بود که فهمیدم من چقد بدشانس و بخت برگشته ام.... انگار رو پیشونیم هک شده بخت برگشته گی.... روزی بود که فهمیدم دستم خالیه با یه دل پر از حسرت و یک چم اشک و یکی خون.... نمیتونم حال این روزامو توصیف کنم.... فقط بدونید خوب نیستم..... اره شکست خوردم ..... یه شکستی که تا عمر دارم فراموشش نمیکنم..... دوستان گلم شرمنده ام نمیخواستم ناراحتتون کنم اما نتونستم بهتون نگم.... دلم خیلی پره.... پره از درد و اه و حسرت. حسرتی که پایانی نداره

 

فقط میخوام از اون خدایی که اون بالاست بپرسم اینه رسمش؟ رسمش اینه که اینقد شکسته شم؟ واقعا حقمه؟ خدایا خودت میدونستی  از اعماق وجودم ارزو دارم رسیدن به خواستمو... میدونستی شبام و روزام یکی میشه اگه نرسم به خواسته ام.... میدونستی اگه اتفاق بیوفته دیگه ادم سابق نمیشم .... میدونستی خودمو نمی بخشم....میدونستی اگه نرسم باید از تو زندگیم  وازه شادی رو خط بزنمناراحت

 

 

نمیتونم.... با وجود این اتفاق دیگه نمیتونم از زندگیم لذت ببرم.... نمیتونم... همش یادش می افتم... دارم عذاب می کشم... عذاب اشتباهی که خودم مرتکب شدم..... خسته ام..... بدشانسی تو گوشه و کنار زندگیم موج می زنه.... از دست خودم خیلی شاکی ام....

دلم  شکسته از این دنیای بی معرفت و بعضی ادمای بی معرفت و بی احساسش... از ادمایی که هیچ چیز رو درک نمی کنن... زندگیشون شده فقط پول....فقط پول....

 

 

شاید حق نداشته باشم از خدا طلب خواستن چنین چیزی رو می داشتم.... اما شکستم.... خورد شدم.... هیچ جای مغزم این اتفاق نمی گنجه.... ادمای دو ر و برم انگار شدن مثله یه علامت سوال که بپرسنچرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چیکار کنم؟ خسته ام...... شکست خوردم به همین راحتی....

 

دوستان گلم شرمنده.... نمیخوام بیشتر از این این موضوع رو باز کنم... تر و خدا دعا کنید برام.... دعا کنید شاید هنوزم امیدی باشه... خواهش میکنم فقط یه هفته مونده تا جواب این ماجرا... دعا کنید به خواسته ام برسم.... درسته گفتمهمه چی تمومه اما شاید بازهم امیدی باشه..... شاید معجزه بشه.....خواهش میکنم دعا کنید برام..... خیلی برام مهمه تا جایی که ممکنه بدجور به خاطر این موضوع اسیب ببینم...شاید دیگه نتونم مثل قبل بشم..... برام دعا کنید

 

تاريخ یکشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٠سـاعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ نويسنده آنا نظرات () |

MiSs-Negin