زیرچترخاطرات من

آنا یعنی مادر ترکی و دایه.

سلام چون پستم کوتاه بود خواستم یه پست دیگه بزارم تا حالا درمورد جن ها چیزی شنیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حتما شنیدینلبخندوای اصلا نمیتونم درباره جن ها فک کنمنگران امروز یه چیزی شنیدم اومدم براتون تعریف کنم میگن یه یارویی با جن ها در ارتباط بوده یه روز با یکی از دوستاش که ورزشکار هم بوده بیرون میرن.چون نصفه شب و حوالی ساعتای ۴ و ۵ صبح بوده و تاکسی گیر نمییومده تصمیم گرفتن پیاده برگردن خونه تو راه بودن که یه دفعه همین یارویی که با جن ها در ارتباط بوده به دوستش میگه اونجا رو نگاه کن طرف نگاه میکنه میبینه یه ادم که لباس سفید و سیاه پوشیده که پاش سمه اسبه جلوشونهنگرانخیلی میترسه یه دفعه طرف غیب میشه بعد یه پسربچه ای میبینه که تا میاد بهش دست بزنه پسربچه فرار میکنه.اینا همش راسته هابازندهمیگن همین طرف تا چند روز حال و روز درست و حسابی نداشته و حتی نمیتونسته غذا بخوره اصلا نمیتونسته تنها تو خونه باشه حتما باید دوسه نفر باهاش خونه میموندنهیپنوتیزم وای وقتی شنیدم دستو پام میلرزیدنگران پارسال ماه رمضون یه برنامه ای درباره همین جن ها نشون میداد یه زنه زنگ میزنه و میگه داماد من اصلا تو خونه ی ما نیست اما از هر اتفاقی که توی این خونه از بزرگترین تا کوچکترینشون رو خبر داره و برای ما تعریف میکنه میگن اون جن های تسخیر شده داره که میان براش خبر می ارننگراننگرانوای میترسم. تا حالا دیدین که به خاطر سرما یا دلایل دیگه ادم گاهی یه حرکت ویره ای میره؟؟؟؟؟؟؟؟ میگن علتش اینه که اعراییل از کنار ادم رد میشه. من روزی که فیلم خوابگاه دختران رو دیدم نزدیک بود سکته کنم از ترس اصلا نمیتونستم جایی تنها برمنگرانیادم باشه دیگه از این جور فیلما نبینم.اینم یه مطلبی که دوست داشتم براتون بزارم و بدونید اگه ترسیدید منو ببخشید فعلا بایماچبای بایقلب

تاريخ جمعه ۱٦ مهر ۱۳۸٩سـاعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ نويسنده آنا نظرات () |

MiSs-Negin