زیرچترخاطرات من

آنا یعنی مادر ترکی و دایه.

سلامببخشید دوستان میدونم دیر اومدم نتمون قطع بودشنبه رفتم عیادت دوستم برگشته بود حالش خوب نبود خیلی ناراحت شدم  دکتر  یه چندتا دارو رو که قبلا میخورد قطع کرده و به همین علت پاش درد میکنه هنوز معلوم نیست باید چیکار کنه خلاصه این جوریدیروز هم با یکی از دوستام رفته بودیم بیرون اونم میخواست بره کلاس کامپیوتر یه سوالاتی درباره ساعت کلاساش بپرسه(دوستم یه ماهه میره کلاس کامپیوتر) منم باهاش رفتم وقتی داشتیم از اموزشگاه میومدیم بیرون رئیس اموزشگاه  به من  گفت اینجا کلاساش عالیه  اگه دوست داشتید  تشریف بیارید واسه ثبت نام منم گفتم من یه سری چیزا بلدم و فعلا نیاز به این کلاسا ندارم (راستشو بخواین اصلا وقتشو نداشتم)اونم گفت خب امتحانش ضرر نداره  یه سری سوال ازتون میپرسم منم قبول کردم اولین  سوالی که پرسید این بود چه جوری عکس رو ویندوز رو عوض میکنید؟ منم گفتم کلیک چپتعجبتعجب و ... بقیشو درست گفتمکلافهاونم گفت کلیک چپ؟سوال بنده هم این جورینیشخند خلاصه که این اعصابم به خاطر این اشتباه خرد شده بودقهر پنج شنبه هم یه پالتو خریدم+ یه ساعت

خیلی دلم میخواست گوگل ریدر داشته باشم  ببخشید اینجا کسی بلده گوگل ریدر بسازه؟ اگه کسی بلده لطف کنه و ....خجالتخجالت دوستتون دارم مراقب خودتون باشیدعید همه مبارک ایشالله تعطیلات خوبی داشته باشید خوش بگذره

تاريخ دوشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٩سـاعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ نويسنده آنا نظرات () |

MiSs-Negin