زیرچترخاطرات من

آنا یعنی مادر ترکی و دایه.

سلام به همگیقلباومدیم نزنید بابانیشخند ببخشید بابت این تاخیرای منخجالت عزاداری هاتون قبول باشن به ما که خیلی خوش گذشت به شما چه طور؟

اما خوب راستش امسال عاشورا اصلا شبیه بقیه عاشورا ها نبود میدونید از چه جهتی که میگمنیشخند.سوال یک فرزند از مادرش=مامان چرا اینقد مردم با گوشی هاشون ور میرفتن؟نیشخندخندهخنثی. بگذریم. دیدگاهتون رو در این باره بگید

یعنی من اینقددددددددددد شانسم گنده که حد نداره ایفون4 هم برنده نشدیمناراحت

مرسی بابت شرکتتون در نظر سنجی ام. سعی میکنم حتما از پیشنهاداتون استفاده کنمقلب

خوب این پستم یه نظر سنجی جدید میزارم حتما شرکت کنید میخوام ببینم محبوب ترین ها تو وبلاگ من کدوم ها هستند؟

1.بهترین میوه از نظر شما؟

2.بهترین اهنگی که شنیدید؟ترجیحا ایرانی؟

3.بهترین خواننده ایرانی؟

4.خوشمزه ترین غذایی که تاحالا خوردید؟

5.برنامه مورد علاقه تون؟ بهترینش؟

ارزیابی این هفته ی من=راستش هفته ی خوبی برام نبود.بدترین هفته تو زندگیم بودناراحت.به خیلی چیزا که میخواستم نرسیدم و خیلیییییییییییی افسرده شدمناراحت

ببخشید نوشت=ببخشید به خونه هاتون دیر سر زدمخجالتراستش این ریدرمان بدجور مریض شده و هنگ کرده که لذا نیاز شدید داره به یک دکتر که یه امپولی نوش جانش کنم که یه همچین دستش بیادعصبانیتا همین دیروز باز نمیشد و بنده امروز معادل240 وبلاگ رو خوندمنیشخندیهنی الان تو هنگ موقتمنیشخند

ناراضی نوشت=اول از همه تشکر میکنم از تموم کسانی که وقت میزارن و وبم رو میخونن.دوم هم این که من روزی حداقل 100 تا وبلاگ اپ شده میخونم واز بین این صد تا ممکنه 50 نفر از دوستانم نظر بدن بهم و 50 نفر دیگه/منظورم روی فرد خاصی نیست/ سال به سال به وبلاگ منم سر نمیزننناراحتواقعا برام ناراحت کننده ست مقصودم فقط کسانی هستن که اصلا نمیخونن.اخه به چه دلیل؟من روزی این قد وقت میزارم همه مطالبو میخونم اونوقت.....من حرفی زدم که دوستان از من دلگیر باشن؟اگه دلیلی داره لطفا بدون رودربایسی بگید

تا دم مرگ رفت نوشت=نیشخندامروز نزدیک بودخجالت انا لله و انه الیه راجعون....نگران داشتم از خیابون رد میشم اتومبیلی با سرعت....خنثی نزدیک بود بزنه بهم یعنی اگه زده بود الان دیگه اینجا نبودم...گریهچههههههههههههههههههههههههههه قد بعضی راننده هاعصبانیتو خیابون اصلی و اینقد سرعت؟عصبانی

هی وای من نوشت=وای امان از دست این میکرباعصبانیدوباره مریضم.....خنثی

سوتی نوشته=وای من چقد سوتی میدم تو عاشورا هم چند باری نزدیک بود پخش شم رو زمین برای دومین بارخنثینگو پاشنه ی کفشم شکسته و بنده وقتی متوجه شدم که دیگه خیلی دیر بودخنثیراه میرفتم تلق تلق تلق تلقاز خود راضی خوبببببببببببببب خودنمایی میکردم خووووووووووووووبنگران

تعجب نوشت=تعجباینجا رسم شده هر روز وقت و بی وقت میان و میگن ما یه سری کتاب داریمو شما اینا رو بخونید فردا همین ساعت میام پس میگیریم اگه از کتابی خوشتون اومد شما بخرید.فک کنید هر کتاب یه ذره صفحه داره 6000 تومن 8000 تومن.دیروز بازهم اومدند رفتم جلوی در گفتم مرسی ما نمیخوایم یه چشم غره ای رفت خانومه واسه من یهنی یه چشم غره غلیظی رفت که اب شدمخجالت.

شکمو نوشت=زباندیروز شیرینی خردیدم گشنمه برم یکی بخورمزبان

ادامه مطلبو ببینیدقلب

 


ازدواج به سبک شرکخنثی

وحشتناک ترین زن جهانابروهیپنوتیزم

مدل موهای عجیب به سبک حیواناتتعجب

ساخت زیور الات با در نوشابهقلب

 

اینم هنرنمایی با قوطی کنسرو

خوب تموم شدقلبقلبامیدوارم خوشتون اومده باشه.شرکت در نظر سنجی یادتون نره.اخ هفته ی دیگههم که شب یلداست و.......خیال باطل

 برقرار و خوش باشیدماچ

 

تاريخ پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠سـاعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ نويسنده آنا نظرات () |

MiSs-Negin